جعفر شهرى باف
91
طهران قديم ( فارسى )
مملكت را به همين سبب ميدانند . بهر جهت كثيفترين و وقيحترين حركتى كه همه روزه و حداقل هفتهاى يكى دو بار آوازهاش به گوش ميرسيد ، تا زمان رياست سرتيپ درگاهى به نظميه كه از روى آن دستور استعمال باتون را به مجرمين صادر نمود و تاريخ سنت آن نيز بايد از آن ثبت بكنيم ! آبانبار سيد ولى سمت غرب جلو خان مدرسه اميرنظام و دالان سيد ولى ( آبانبار سيد ولى ) بود كه اعتمادالدوله صدر اعظم آن را براى شادى روح پدرش ساخته وقف عام و زائران امامزاده كرده بود . حسب المعمول مردم خيّر در هر زيارتگاه و معبد و مسجدى آبانبارى ساخته ، مانند ديگر ابنيه و آثار ، مثل حفر قنات و كاروانسراهاى بين راهها و اشياء و ظروف نذرىپزان آن را وقف « 54 » عموم ميكردند و شايد تا قبل از ساخته شدن مبالهاى آصف الدوله كه شاعرى آن را نيز همرديف كارهاى ثواب و امور اخروى معلوم نمود كسى بهتر از آبانبارسازى ثوابى نميشناخت و اين عملى بود كه هر پولدار صاحب خيرى يكى از آن را در نقاط كم آب ساخته وقف عموم مينمود . با ذكر مستراح آصف الدوله و اينكه چگونه تا آنزمان كسى مستراحسازى را جزء كارهاى خداپسندانه نميدانست و از آن ببعد مرسوم گرديد لازم است كمى بسط سخن داده قبول و سوابق كارهاى نيك را معلوم بكنيم . از جمله كارهاى شايسته اول ساختن مسجد بود كه در آن تسبيح و تحليل پروردگار به عمل آمده بانى و باعث آن را تقرب پروردگار حاصل بيايد و بعد از آن مدرسهسازى « البته مدرسهى طلبهگى كه از آن تقويت دين بشود » و پس از آن آبانبارسازى و پس از او پلسازى كه در حياتشان دعاى خير و در مماتشان ذكر جميلشان باشد و بعد از آن فرش ، از گليم و قالى و حصير و نمد و همچنين ظرف و ظروف و اشياء ديگر از قبيل ديگ و ديگور و باديه و سينى و دورى و سماور و چراغ و قنديل و شمعدان و رحل و قرآن و جزوه و علم و كتل و بيدق و سياهى و منبر و تابوت و طاقشال و گور و كفن و قبرستان و سقاخانه و تكيه و حسينيه و غسالخانه و درخت و باغ امثال توتستان و رزستان و
--> ( 54 ) . غير منقول مفيد فايدهاى را كه عوايدش را مخصوص نگاهدار و تعمير مسجد ، آبانبار ، امامزاده و امثال آن ميكردند .